تبليغاتX
یه قطره دریا

علی جان قدر همه آشفتگی های این عالم

قدر همه زخمهای تاریخ

صدا داریم برای شنیده شدن

اما به  صدای در چاه  تو نمیرسد می دانیم...

شفاعتمان می کنی...

+ نوشته شده در چهارشنبه 26 تیر1387ساعت توسط رسول شریف ثانوی |

پانزدهم خرداد

نقطه عطفی است در تاريخ معاصر؛ يادگاری است از پيوند معنوی توده های عظيم مردم کشور ما؛ واکنشی است از احساس عميق مذهبی ملت ايران؛ نمايشی است ازبه پاخاستن مردمی که می خواستند ظلم و ستم را از بن بر کنند؛ تجسمی است از تاريخ اسلام و درجه ای است برای سنجش فداکاری و از خود گذشتگی انسان هايي که به دنبال آرمان الهی حرکت می کنند. پانزدهم خرداد، روز قيام خونين مردم جان برکفی است که به نام اسلام و برای اسلام به ميدان آمدند تا سلطه طاغوتيان را از کشورشان برچينند.

دستگيری امام خمينی (ره)

در سحرگاه پانزدهم خرداد سال 1342، دژخيمان رژيم ستم شاهی به خانه امام خمينی رحمة الله يورش بردند. آنها امام را که سه روز پيش از آن، به مناسبت عاشورای حسينی در مدرسه فيضيه، در سخنان کوبنده ای، از جنايات شاه و اربابان آمريکايی و اسرائيلی او پرده برداشته بود، دستگير و دور از چشم مردم، به زندانی در تهران منتقل کردند. هنوز چند ساعتی از اين حادثه نگذشته بود که خيابان های شهر قم، زيرپای مردان و زنان انقلابی – که در اعتراض به رژيم شاه و حمايت از رهبرشان فرياد برآورده بودند – به لرزه درآمد. اين صحنه، درآن روز در تهران و چند شهر ديگر نيز به وجود آمد و بدین ترتيب، مردم ايران با اين قيام گسترده، نشان دادند که خواستار برقراری حکومت اسلامی و پايان دادن به رژيم ستمشاهی هستند.  

حمام خون در تهران

در پانزدهم خرداد 1342، مردم تهران هم چون ساير شهرها، در اعتراض به دستگيری امام خمينی (ره) به خيابان ها ريختند و قيام خونين خويش را آغاز کردند. سيل خروشان کشاورزان غيور و کفن پوش ورامين، دهقانان کن و نيز مردم جماران به سوی تهران سرازير شد. انبوه جمعيت بازاری، بار فروش، دانشگاهی و اقشار مختلف مردم، با فريادهای رعد آسای "يا مرگ يا خمينی" و "مرگ بر شاه" تهران را به لرزه درآورد. شاه که در برابر قيام قهر آلود ملٌت، تاج و تخت خود را درحال زوال می ديد، با رگبار مسلسل به جنگ ملٌت مظلوم رفت و تهران را در پانزدهم خرداد 1342، به کشتارگاه مخوف و حمام خون تبديل ساخت. 

راه پيمايی در ساير شهرها

در روز پانزدهم خرداد 1342، در بيشتر شهرها، درگيری، راه پيمايی، برگزاری جلسات و نيز سخنرانی بر ضد رژيم و اعتراض به دستگيری امام صورت گرفت. در بعضی از شهرها مانند شيراز، تبريز و مشهد، اعتراض از شدٌت و گشتردگی بيشتری برخوردار بود که در اثر اين حوادث، تعداد زيادی کشته، مجروح يا زندانی شدند.

تلاش رژيم برای تغيير واقعيت

قيام پانزدهم خرداد، جوششی از طرف مردم بود برای درهم کوبيدن رژيم سلطنت و گرچه به سرعت نتيجه قطعی نداد، آثار بسيار باقی گذاشت. از اين رو، عوامل رژيم حاکم، به روش های گوناگون کوشيدند با استفاده از همه امکانات و ازجمله رسانه های گروهی، جنبه اسلامی و مردمی را از آن بگيرند و جهت خارجی به آن داده، افکار عمومی را فريب دهند. بنابراين رژيم مدعی شد که عده ای از مردم، برای به دست آوردن پول، به تهاجم بر ضد دولت دست زده اند و گفتند که اين پول ها را شخصی به نام "جمال عبدالناصر" فرستاده تا در ايران، توطئه هايی صورت گيرد. البته با همه اين تلاش ها و ادعاهای پوچ و بی اساس، شعله قيام پانزدهم خرداد 1342، روز به روز روشن تر می گرديد.

پانزدهم خرداد در مطبوعات جهان

پس از قيام پانزدهم خرداد 1342، مطبوعات خارجی به صورت های مختلف و با تيترهايی درشت، از اين روز نام بردند. برای مثال روزنامه "دی ولت" در شماره 129 خود نوشت: "در تهران، صدها نفر کشته شده اند. دولت عَلَم، حکومت نظامی اعلام کرد. ارتش با تانک و مسلسل، بر ضد طرفداران رهبر مسلمانان، [امام] خمينی که عليه اصلاحات شاه دست به اعتراض زده اند، وارد عمل شد". يا روزنامه "الاهرام" در 16 خرداد نوشت: "ديروز تهران در آتش خشم شعله ور شد... اين، شديدترين تظاهرات ضد شاه بود وهنگامی آغاز شد که رهبر دينی، روح الله خمينی و ياوران او دستگير گرديدند". 

انعکاس نهضت پانزدهم خرداد

پس از واقعه پانزدهم خرداد 1342، با وجود سانسورهای شديد دستگاه شاه، خبرهای دستگيری امام خمينی(ره) و قيام 15 خرداد؛ در مدت کوتاهی، تنها در سراسر کشور، که به فراتر از مرزها گسترش يافت و موجی از نفرت و خشم بر ضد شاه به راه افتاد. حوزه های علميه نجف، کربلا و کاظمين، به حمايت از امام خمينی (ره)، تلگراف هايی به سران کشورهای اسلامی و سازمان های بين المللی مخابره و کشتار پانزدهم خرداد رژيم را به شدٌت محکوم کردند. تمام اين جريان ها در حالی صورت می پذيرفت که در مطبوعات کشور هيچ خبری ازحقايق و وقايع منعکس نمی شد.

 

آزادی امام

جنبش پانزده  خرداد، اگرچه واکنش طبيعی مردم مسلمان در برابر مصوٌبات خلاف اسلام رژيم و بازداشت امام خمينی(ره) بود، آزادی فوری ايشان را در برنداشت. از اين رو، اعتراض ها از همه نقاط ادامه داشت و سرانجام علمای طراز اوٌل کشور،برای چاره جويی، در تهران اجتماع کردند. رژيم حاکم که از يک پانزده خرداد ديگر بيمناک بود، کوشيد آنها را پراکنده سازد و قدمی در راه خواست آنها برندارد. از طرفی مراجع تقليد، اعلاميه ای صادر کردند مبنی بر اين که امام خمينی (ره) مجتهد جامع الشرايط و مرجع تقليد است و براساس قانون، از محاکمه و تعرٌض مصون است. سپس با انتشار اين مطلب، رژيم خود به خود مجبور شد برای فرو نشاندن نارضايتی های عمومی، امام خمينی را در هجدهم فروردين 1343 آزاد کند.

 

ندای ملکوتی امام

حادثه سترگ پانزدهم خرداد 1342، در اوج اصلاحات دروغين شاه خائن اتفاق افتاد؛ چرا که در آن زمان، اختناقی فراگير بر ايران سايه افکنده بود. در اين جوٌ، ناگهان ندای ملکوتی امام از شهر مقدس قم بلند شد و باافشای نقشه خائنانه شاه، مردم را از آن چه درپشت پرده ها می گذشت، آگاه کرد. آری، امام در ضمن بيدار کردن مردم، آنان را برای قيامی صددرصد اسلامی دعوت کرد و چارچوب قيام را به آنان نشان داد. از اين رو در روز پانزده خرداد گروهی از متعهدان و مخلصان که خبر دستگيری امام را شنيدند، قيام خويش را آغاز نمودند و با شعارهای "لااله الا الله" و "يا مرگ يا خمينی" ديگران را از خواب غفلت بيدار و بنيان های انقلابی استوار را پايه ريزی کردند. 

مردمی بودن نهضت پانزده خرداد

قيام پانزدهم خرداد 1342، قيامی کاملاً مردمی بود و تکيه گاهی جز مردم رنج ديده و مظلوم ايران نداشت. اصالت اين قيام، در خروش عاشقانی بود که عارفانه در راه رضای معبود خويش، به ندای رهبر دل سوزشان پاسخ مثبت دادند و برای حمايت از آرمان های او، آماده شهادت و جان فشانی شدند. اينان، نه چهره های سياسی محض  بودند و نه مردمی که برای هواهای نفسانی و مادٌی قيام کرده باشند، بلکه همين مردم پاک دل کوچه و بازار بودند که يک صدا و يک نوا بر ضد ظلم و خيانت رژيم ستم شاهی پهلوی به پا خاستند. به همين دليل، رژيم شاه سخت به وحشت افتاد و چاره ای جز گلوله باران مردم نديد.

 

پايان افسانه جدايی دين از سياست

قيام پانزده خرداد، به افسانه جدايی دين از سياست که بيش از نيم قرن، از سوی استعمارگران رژيم های دست نشانده آنان تبليغ و ترويج شده بود، پايان داد و جداناپذيری اسلام از سياست را، برای همگان آشکار کرد و اسلام ناب محمٌدی را از اسلام آمريکايی باز شناسانيد. از آن پس، اسلام راستين که تا دیروز جايی در مجامع علمی و روشن فکری نداشت، در ميان نسل تحصيل کرده و به ويژه دانشگاهيان راه يافت و گام به گام گسترش پيدا کرد و فعاليت های سياسی بر پايه اسلام، به عنوان بزرگ ترين جريان سياسی در ايران اوج گرفت و پيشرفت کرد و زمينه ساز انقلاب اسلامی شد.

 

پانزده خرداد در کلام امام خمينی (ره)

امام خمينی (ره) آن پير فرزانه انقلاب، درباره روز پانزده خرداد 1342 چنين فرمودند: "روز پانزده خرداد، در عين حال که چون عاشورا، روز عزای عمومی ملٌت مظلوم است، روز حماسه آفرين 15 خرداد، بزرگداشت ارزش های انسانی در طول تاريخ است." ايشان در سخنانی ديگر فرمودند: "قيام پانزده خرداد، اسطوره قدرت ستم شاهی را در هم شکست و افسون ها را باطل کرد. شهادت جوانان رشيد و زنان و مردان در آن روز، سدٌ عظيم قدرت شيطانی را از بنيان سست کرد. خون سلحشوران کاخ نشين، کاخ های ستم را درهم کوبيد. ملٌت عظيم الشأن با قيام و نثار خون فرزندان عزيز راه قيام را برای نسل های آينده گشود و ناشدنی ها را شدنی کرد".

 

گرمی بخش جان ها

قيام پانزده خرداد سال 1342، جرقٌه ای آتش بار بر خرمن باروت جامعه خفقان گرفته و شب زده ايران افکند و زمينه جنب و جوش و شور و خروش ايثار گرانه و فداکارانه را فراهم کرد. ملٌت ايران با الهام از راه و روند حماسه آفرينان پانزدهم خرداد، به عنوان اسوه های ايثار و شهادت، درس جانبازی، فداکاری و پايداری آموختند، روزهای شور و حماسه فراوانی پديد آوردند و نهضت اسلامی امام بر ضد طاغوت را تداوم بخشیدند. مبارزه پی گير و مقاومت خستگی ناپذير ملٌت ايران، از سال 42 تا 57 که به انقلابی اسلامی کشيده شد ريشه در قيام خونين پانزده خرداد داشت و برگرفته از جانبازی های زنان و مردان قهرمان آن روز تاريخی بود.

+ نوشته شده در یکشنبه 19 خرداد1387ساعت توسط رسول شریف ثانوی |

آیتم ها ی شیرازی ساخته شد ...
رجا نیوز قار قار کرد ...
احمدی آمد...
دکتر گیل آبادی رفت...

همیشه همین بوده  نخبگان این خاک پشت سر...

وبلاگ گروهی جیم

قرارم آرزوست

+ نوشته شده در یکشنبه 15 اردیبهشت1387ساعت توسط رسول شریف ثانوی

به لطف او كه هست و  ياريم خواهد كرد آغاز مي كنم اولين گاه نوشتم را

در يه قطره ...

يه قطره از دريا از تسنيم از باور ها...

حتي اگر يك قطره حاصل باشد كافي است همين...

+ نوشته شده در چهارشنبه 7 فروردین1387ساعت توسط رسول شریف ثانوی |

کتاب "جامعه شناسی تحریفات عاشورا " تألیف دکتر سید عبدالمجید ضیایی در 240 صفحه و تیراژ 2200 نسخه منتشر شده است.
جامعه شناسی تحریفات عاشورا ، نگرشی انتقادی - آسیب شناختی به مقتلها، روضه ها و ادبیات منظوم است.
نویسنده در این کتاب درباره عاشورا پژوهی می نویسد : اساسا رویکرد معرفت شناختی به فرهنگ عاشورا، باعث اصلاح و ایجاد تحولات مثبت بنیادین در آن خواهد شد. در فلسفه و دانش معرفت شناسی، این اصل مسلم که در اندیشه انسان همواره احتمال خطا وجود دارد و عقاید و باورهای ما ممکن است تحت تاثیر تاریخ، جامعه، زبان و تمایلات نفسانی دچار خطاهای سیستماتیک یا غیر سیستماتیک شود. حتی اگر عقیده ای صحیح هم باشد نمی تواند تمام حقیت باشد، بر همین مبنا، هرگز هیچ کس نمی تواند و نباید خود را از تصحیح، تکمیل و تعمیق معرفتهای متنوع و اساسی خود در ادوار مختلف حیات فکری مستغنی بداند. نقد عقلانی پاسخ های جاری و موجود و نیز دریافت و فهم مدلل مسائل معرفتی، باید مهمترین دغدغه و وظیفه دین ورزان معاصر باشد. نگرش انتقادی به اعتقادات منجر به تقدس زادیی از آنها، شکاکیت و نسبیت نخواهد شد، بلکه پیله ها و تارهای سست خرافات و طامات و برخی قداستهای موهوم و خودبافته را به یکسو خواهد افکند.

پس از وقوع حادثه عاشورا، این جریان به نحو جدی موضوع بحث متفکران واقع شده و نظریات متنوعی در تحلیل آن ارائه گردیده است. بررسی و تبیین رویکردهای متنوع و متعدد موجود، فرا روی این کتاب است که از چهار منظر و رهیافت حادثه عاشورا بررسی شده است: 1- رهیافت تاریخی، 2- رهیافت اسطوره ای عرفانی، 3- رهیافت جامعه شناختی، 4- رهیافت حکومتی - سیاسی.
 
مولف در مقدمه کتاب هدف از نگارش کتاب را این گونه تبیین می کند : هدف از انجام این پژوهش در ابتدا بررسی انعکاس واقعه عاشورا در ادبایت فارسی و کیفیت آن بود، لیکن با غور در موضوع، سزاتر آن دیده شد که نظر به اهمیت مبحث تحریفات وارد شده در واقعه عاشورا و به تبع آن در ادبیات عاشورا، این موضوع بررسی و بازنمایانده شود. تحقق این مسئله منوط به کاوش در ریشه های تاریخی و جامعه شناسی عاشورا بود که در خلال پژوهش با توجه به تنگناهای تحقیق، اجمالا مورد توجه قرار گرفت. به ویژه در حوزه سوگواری های نمایشی و کوشش برای تنزیه این گونه ادبی از شوائب و افسانه ها اهتمام بیشتری نشان داده شده است.
"جامعه شناسی تحریفات عاشورا" از دو بخش تشکیل شده است :  1- عاشورا رویکرد جامعه شناختی: فصل اول/ عاشورا رویکرد جامعه شناختی، فصل دوم/ نقد و بررسی منابع و مقاتل عاشورایی، فصل سوم/ تحریف شناسی و فرهنگ عاشورا؛ 2- ادبیات عاشورا در بوته نقد: فصل اول/ ادبیات عاشورا در بوته نقد، فصل دوم/ عاشورا در ادبایت فارسی، فصل سوم/ عاشورا و ادبایت انقلاب اسلامی

+ نوشته شده در سه شنبه 21 اسفند1386ساعت توسط رسول شریف ثانوی

+ نوشته شده در شنبه 20 بهمن1386ساعت توسط رسول شریف ثانوی

بهانه هایی بنام محرم.عاشورا.حسین(ع) و... شدند تا تو هویت داشته باشی و اسوه...

 واژه هایی که در هیچ متن و عکس و فیلم و پایگاه اینترنتی نمی گنجند

آخر بهانه اند بهانه هایی که با عاشقانه ترین عاشقانه ها فیروزه ای ترین و سبز ترین رنگ ها در دل تاریخ جوشیدند و سینه به سینه و رسم به رسم به تو رسیدند 

بهانه هایی که باعث گفتنی هایی کمرنگ تر اما از همان جنس شدند شبیه همان فیروزه ها همان سبزها همان...

مثل انقلابی که از دل مردم همین آب وخاک جوشید در بهمن ۵۷ 

مثل ۸ سالی که پدر و مادر و برادر و خواهر منو و تو  عاشقانه ترین هاشان را دادند و فیروزه ای ترین و سبز ترین ها را رقم زدند برای ما

مثل غزه مثل فلسطین مثل کودک ۸ ساله ای که در آغوش پدر به زخم سپاه شمر و سعد و یزیدیان زمانه مان به دیدار اویی رفت

 که همه این واژه ها همه این عاشقانه ها حتی همین جا بودن منو و تو گذشته از هر چیز برای اوست و به اذن او و ادامه ی راه آنهایی که رفتند تا تو باشی

پس هستیم ...

+ نوشته شده در جمعه 5 بهمن1386ساعت توسط رسول شریف ثانوی

روزي امام حسن و امام حسين«ع» به حضور پيامبر رسيدند، در حالي که جبرئيل هم نزد رسول خدا بود. اين دو عزيز، جبرئيل را به «دِحْية کلبي» تشبيه کرده و دور او مي‌چرخيدند. جبرئيل هم چيزي در دست داشت و به آن اشاره مي‌کرد. ديدند که در دست جبرئيل  يک سيب،  يک گلابي و يک انار است. آنها را به «حسنين» داد. آن دو خوشحال شدند و با شتاب نزد پيامبر دويدند. پيامبر آنها را گرفت و بوييد و فرمود: ببريد نزد پدر و مادرتان. آن دو نيز چنان کردند. ميوه‌ها را نخوردند تا آنکه پيامبر (ص) هم نزد آنان رفت و همگي از آنها خوردند، ولي هر چه مي‌خوردند، ميوه‌ها باز باقي بود تا آنکه پيامبر از دنيا رفت. امام حسين(ع) نقل مي‌کند که در ايام حيات مادرمان فاطمه (س) تغييري در ميوه‌ها پيش نيامد، تا آنکه او ازدنيا رفت، انار ناپديد شد و سيب و گلابي مانده بود. با شهادت پدرم علي(ع) گلابي هم ناپديد شد و سيب به همان حالت باقي ماند. امام حسن(ع) مسموم و شهيد شد و سيب همچنان باقي بود تا روزي که (در کربلا) آب را به روي ما بستند. من هر گاه تشنه مي‌شدم آن را مي‌بوييدم، سوز عطش من تسکين مي‌يافت. چون تشنگي‌ام شدت يافت، بر آن دندان زدم و ديگر به مرگ يقين پيدا کرده بودم.
امام سجاد(ع) مي‌فرمايد: اين سخن را پدرم يک ساعت قبل از شهادتش فرمود. چون شهيد شد، بوي سيب در قتلگاه به مشام مي‌رسيد. دنبال آن گشتيم و اثري از سيب نبود، ولي بوي آن پس از حسين(ع) باقي بود. قبر حسين را زيارت کردم و ديدم بوي آن سيب از قبر او به مشام مي‌رسد. پس هر يک از شيعيان ما که زيارت مي‌کنند، اگر بخواهند آن را بشنوند، هنگام سحر در پي زيارت بروند، که اگر مخلص باشند، بوي آن سيب را استشمام مي‌کنند.
منبع: بحارالانوار
+ نوشته شده در دوشنبه 24 دی1386ساعت توسط رسول شریف ثانوی

    

    اینجا کلیک بفرمائید...

+ نوشته شده در پنجشنبه 29 آذر1386ساعت توسط رسول شریف ثانوی

به تو غبطه می خورم

این همه صبر و سکوت و ایستادگی

این همه درد و جراحت و شکستن...

صبر می کنی پناه میدی نه تو نمی شکنی

تمام اندوهت رو صبر می کنی تمام زخم هات رو صبر میکنی تمام دردت رو صبر میکنی

خانم جان دستهامو به ضریحت گره می زنم شفاعتم میکنی؟

از کربلا تاشام با هر قدمی مجروح تر میشی ولی نمیشکنی

از کربلا تا شام در هر منزلی می ایستی و نمی شکنی

سکوت تو زینب دیباچه ی طلوعته

تو خودت میشکنی ولی خم به ابرو نمیاری

می ایستی چنانکه کوهها دچار درماندگی بشن

سکوت تو در شام خطابه ای میشه برای ادامه ی داستان کربلا

خانم جان به تو غبطه می خورم

این همه  صبر و درد و شکستن این همه جراحت

باور کن باور کن زینب جان به تو غبطه میخورم

زینب جان: ایستادگی رو به کوهها آموختی به من هم یاد می دی؟

سلام بر تو ای فرزند علی و فاطمه سلام بر تو

+ نوشته شده در جمعه 6 مهر1386ساعت توسط رسول شریف ثانوی


چند لحظه صبر كن لطفا...